73 فرقه (فرقه شناسی)

پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله) : امت من بر ۷۳ فرقه تقسیم خواهند شد که فقط یک گروه از آن در بهشت و ۷۲ فرقه در دوزخ خواهند بود

73 فرقه (فرقه شناسی)

پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله) : امت من بر ۷۳ فرقه تقسیم خواهند شد که فقط یک گروه از آن در بهشت و ۷۲ فرقه در دوزخ خواهند بود

به حول و قوه الهی این وبلاگ در تاریخ 19/10/1392 با هدف معرفی اجمالی فرق اسلامی و دفع شبهات وارده بر مکتب اهل بیت (علیهم السلام ) یعنی مذهب حقه شیعه اثنی عشری از جانب سایر فرق به ویژه وهابیت راه اندازی شد!
در ضمن برخی با امکانات تبلیغی بسیار عظیمی که در اختیار دارند اینطور وانمود می کنند که مسلمانها دو دسته اند آنهم شیعه و سنی!!!
اما ما می خواهیم بگوییم مسلمانها ده ها فرقه اند که یکی از آنها شیعه است!!!

دنبال کنندگان ۲ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

آیا فلسطینیان ناصبی هستند؟!!

دوشنبه, ۲۰ مرداد ۱۳۹۳، ۰۶:۳۷ ق.ظ

  پاسخ صریح نماینده حماس به شایعات و شبهات

   شایعه ناصبی بودن برای فلسطینیان یک فتنه است و زمان انتشار این شایعه نیز همین را نشان می‌دهد که یک فتنه است. ما اهل‌بیت(ع) را دوست داریم و پیروزی‌های خود را مدیون امام علی و امام حسن و امام حسین(ع) هستیم و فرزندان خود را به نام‌های آن‌ها نام‌گذاری می‌کنیم. برای اثبات فتنه بودن این شایعات همین بس که در ...


شایعه ناصبی بودن برای فلسطینیان یک فتنه است و زمان انتشار این شایعه نیز همین را نشان میدهد که یک فتنه است. ما اهلبیت(ع) را دوست داریم و پیروزیهای خود را مدیون امام علی و امام حسن و امام حسین(ع) هستیم و فرزندان خود را به نامهای آنها نامگذاری میکنیم. برای اثبات فتنه بودن این شایعات همین بس که در این زمان منتشر میشود. اخیراً جوانی16 ساله به نام "محمدحسین ابوخضیر" توسط شهرکنشینان صهیونیست سوزانده شد، چگونه میتوان گفت که پدر این شخص دشمن اهلبیت(ع) بوده و بعد نام فرزند خود را "محمدحسین" گذاشته است؟! این خیلی بد است که امروز مجاهدان فلسطینی با رژیم صهیونیستی در جنگ باشند و جان خود را در کف دست گرفته و از امت اسلام دفاع کنند و آنگاه ما شبههافکنی کنیم.

به گزارش 73 فرقه به نقل از خبرنگار خبرگزاری حوزه، در اثنای رمضان خونین غزه و حملات وحشیانه رژیم اشغالگر صهیونیستی به مردم غزه، با دکتر خالد القدومی نماینده جنبش حماس در تهران، به گفتوگو نشسته و ابعاد گوناگون قضیه مانند دلایل اصلی این ددمنشیها، موضع حماس در معادله سیاسی کشورهای اسلامی، دلایل ضرورت مقابله کشورهای اسلامی با غده سرطانی اسرائیل و... را در دفتر این جنبش در تهران بررسی کرده است. افقحوزه گزیدهای از این گفتوگو را تقدیم میکند.

* در روزهای گذشته شاهد حمله وحشیانه رژیم صهیونیستی به مردم مظلوم فلسطین در نوار غزه بودهایم. فارغ از بهانههایی که برای این حمله مطرح میشود، شما علت اساسی از این اقدام را چه میدانید؟

سؤال مهمی را مطرح کردید. باید بگویم که اسراییل در واقع برای حمله به ملت فلسطین نیاز بههیچ بهانهای ندارد، چون درست است که حمله اخیر آنها بیرحمانه و وحشیانه است، اما بزرگترین جنایت آنها در حق ملت فلسطین فراتر از این حمله است و آن، اشغال سرزمینهای فلسطین توسط رژیم غاصب اسراییل است که از شصتسال پیش تاکنون ادامه دارد.

جدای از اینها، طبعاً اسباب واقعی این حملات، توسط رژیم صهیونیستی اعلام نمیشود، اگرچه سخنان رسمی جسته و گریخته آنها تا حدودی نشاندهنده نیات و مقاصد آنها از این جنگ و اسباب حقیقی آن میباشد. اولین هدف آنها حمله به وحدت ملی ما میباشد. ما با وجود اختلافات سیاسی با برادرانمان در جنبش فتح، توانستیم با آنها به توافق رسیده و یک ائتلاف تشکیل دهیم و این توافق ضربهای سهمگین برای رژیم صهیونیستی بود و مایه وحشت و هراس آنها شد.

علت دوم این جنگ، بحرانهای داخلی رژیم صهیونیستی است. نتانیاهو از لحاظ امنیتی و سیاسی و اطلاعاتی شکست خورده بود؛ بهطوری که نتوانست حتی اطلاعاتی درباره محل اختفای سربازان مفقود شده به کابینه امنیتی ارائه و معلوم کند که آیا این سربازان توسط مقاومت ربوده شده، یا توسط افراد عادی کشته شدهاند، یا طبق گفته برخی شبکههای اجتماعی دچار سانحه رانندگی شدهاند؟

اسباب دیگری هم وجود دارد که پنهان است؛ مانند بازگرداندن هیبت از دسترفته رژیم صهیونیستی بهویژه پس از سه شکست گذشته این رژیم در سالهای 2006 در برابر حزبالله لبنان و 2009 و 2012 در غزه. لذا این رژیم به دنبال بازگرداندن هیبت و آبروی خود در برابر ملت فلسطین است و برای رسیدن به این هدف خود دائماً گمان میکند که ضعیفترین بخش امت اسلامی غزه است، اما به فضل خداوند سبحان و همانطور که در گذشته شاهد بود، و خواهیم بود، ما در برابر دشمن ایستادگی میکنیم تا آنها را از پای در بیاوریم و به عمق سپاه آنها دست پیدا کنیم. اینها بهطور خلاصه اسباب این جنگ وحشیانه و جنایتکارانه علیه ملت فلسطین در غزه بود.

* برخی تصور میکردند که توافق اخیر شما با فتح و همچنین مسأله تشکیل دولت ائتلافی، باعث خواهد شد شما به این شکل وارد جنگ نشوید، اما شاهد بودیم که واکنش حماس به این حملات بسیار قاطع و محکم بود.

ما در مقاومت اسلامی و در رأس آن گردانهای عزالدین قسام و برادران شما در حماس بر این باور نیستیم که فقط باید در جنگها در برابر دشمن صهیونیستی بایستیم. بهعنوان مثال حمله به کارمندان اداری در کرانه باختری و اقدامات مقاومتی در قدس و حفر تونل توسط مجاهدان در اثنای جنگ و حمله به خطوط پشت جبهه دشمن، بعضی از اقدامات ما در این زمینه است. تونلی که اشاره شد دو کیلومتر بود و اینگونه نبود که ما آنرا در 24 ساعت ساخته باشیم، این غیرممکن، است چرا که حفر چنین تونلی ماهها طول میکشد. لذا برنامه ما در مقاومت برنامهای متکامل است. معرکه سیاسی و دیپلماتیک ما نیز به همین شکل است. ما امروز در عرصه سیاست نیز باید برای دشمن خود و جامعه بینالملل پیام سیاسی داشته باشیم مبنی بر اینکه ما ملتی آزاده هستیم و میخواهیم در آزادی و عزت و کرامت زندگی کنیم. ما به خواری تن نمیدهیم و نمیخواهیم دست روی دست بگذاریم تا توسط اسراییلیها کشته شویم. ما بر این باوریم که مقاومت مسلحانه واکنشی درست و دردناک برای دشمن اسراییلی است. مقاومت هدف ما نیست بلکه وسیلهای است برای تحقق عزت ما بهعنوان مسلمان. و در همین راستا در زمینههای مقاومت سیاسی و رسانهای نیز فعال هستیم که تمام اینها اجزاء جدا ناشدنی از برنامه جامع مقاومت هستند.

* حمله اخیر صهیونیستها به غزه در نهایت قساوت و سنگدلی بوده است. شما عمق فاجعه در غزه را چگونه ارزیابی میکنید؟

رژیم صهیونیستی ترسو و شکستخورده است و نتوانست حتی به یکی از سکوهای پرتاب موشک مقاومت و شخصیتهای مقاومت و مجاهدان ما دست پیدا کند و بههمین خاطر به سراغ کودکان رفته است. البته شاید همین امر نیز حامل پیامی برای جهان غرب باشد که به طرز فجیعی از این رژیم صهیونیستی جانبداری میکنند. ما امروز علاوه بر اینکه با جنگی نظامی و سیاسی روبرو هستیم، با یک جنگ اخلاقی نیز روبرو هستیم. این معرکه اخلاقی خود دو بخش دارد: اول امتحانی است برای نشان دادن نفاق و دورویی کشورهای عربی و اسلامی و نظامهای حاکم بر آنها. کسانی که از مقاومت حمایت نکنند و علیه آن توطئه کنند در این آزمون مردود خواهند شد.

اما بخش دوم آزمودن منظومه اخلاقی بینالملل است. جهان غرب که نظریه اخلاقی و ارزشهای دموکراسی و حقوق بشر خود را دائماً به رخ ما میکشد، امروز با مسئله فلسطین با سیاست "یک بام و دو هوا" برخورد میکند و با وقاحت تمام میگوید صهیونیستها حق دارند از شهروندان خود دفاع کنند و من نمیدانم این بر اساس چه عقل و منطقی است؟! امروز در پایتختهای کشورهای اروپایی شاهد هستیم که مردم آزاده این کشورها که مخالف ظلم و ستم هستند، علیه دولتهای خود در حمایت از ملت فلسطین بهپا خاستهاند، که در واقع اعتراض به منظومه اخلاقی است که در آن رشد کردهاند. در این آزمونهاست که این منظومهها با شکست روبرو میشود و پرده از چهره واقعی آنها برداشته میشود.

* همانطور که شما هم به بخشهایی از این موضوع اشاره کردید، متأسفانه شاهد هستیم که رسانههای غربی و برخی شبکههای ماهوارهای عربی که بنا به گفته سیدحسن نصرالله "عبری" و در خدمت صهیونیستها هستند. تلاش میکنند جنایتهای صهیونیستها را در این جنگ ددمنشانه توجیه کرده و به آن مشروعیت ببخشند، شما نقش این رسانهها را در توجیه این جنایتها چگونه ارزیابی میکنید؟

در تمام این جهان هیچ رسانهای وجود ندارد که از حامیان مالی خود جانبداری نکند. اما آنچه امروز از تمام رسانههای غربی و عربی و اسلامی انتظار میرود این است که حقایق را بدون تحریف به مردم منتقل کنند؛ چرا که تحریف و دروغگویی ضربهای بزرگ برای منظومه و شرف رسانهای است. امروز رسانه غربی و بهویژه رسانه آمریکایی آشکارا از رژیم صهیونیستی جانبداری میکند و البته این اقدام آنها کاملاً غیرعلمی و غیرحرفهای و غیرانسانی و غیراخلاقی است که ملتهای غربی نیز به این واقعیت پی بردهاند. اما رسانههای عربی نیز که امروز طبق همین معادله عمل میکنند، بدانند که امروز انتظاری که از آنها میرود این است که در آزمون نفاقی که گفتیم پیروز شوند. و حداقل واقعیتهای موجود غزه را بهدرستی نقل کنند و اخبار فلسطین و اتفاقات میدانی و رنجهای این مردم را بدون کم و کاست منعکس کنند و همچنین عملکرد مقاومت شجاع و قهرمان را نیز به ملتهای خود منتقل کنند، اما متأسفانه شاهد این هستیم که بیشتر رسانههای عربی گویی در مریخ زندگی میکنند و هیچ خبری از فلسطین ندارند و هیچ خبری درباره اتفاقات فلسطین منتشر نمیکنند و اگر هم خبری منتشر بکنند برای شهدای ما از عبارت "کشته" استفاده میکنند و هنگام سخن از ارتش اشغالگر از عبارت "ارتش اسراییل" استفاده میکنند! امروز مردم فلسطین و ما بهعنوان سران حماس، پیامی برای این رسانهها نداریم جز اینکه به آنها میگوییم اولاً خداوند ما را بس است و خداوند متعال از تمام ظالمانی که علیه کودکان و زنان و ملت ما و مقاومت ما توطئه کردهاند انتقام خواهد گرفت و ثانیاً از آنها انتظار داریم که به وجدان خود بازگردند و ببینند که چگونه گرفتار نفاق شده و در این آزمون بزرگ در غزه مردود شدهاند و بدانند که حساب آنها با ملتهای خود و ملت غزه بسیار دشوار خواهد بود.

* اتحادیه عرب و برخی کشورهای عربی در برابر حمله وحشیانه صهیونیستها به غزه واکنشی دیرهنگام و همراه با تأخیر داشتند، انتظار شما از سران کشورهای عربی و اسلامی چیست؟

انتظاری که ما از آنها داریم این است که خودشان را از این انفعال و سستی و سقوط در این آزمون اخلاقی و ارزشی نجات دهند؛ آزمونی که زمان بر آنها تحمیل کرده و فرصتی تاریخی برای تمام کشورهای عربی و اسلامی فراهم شده تا در این آزمون سربلند شوند. امروز برای اولینبار، اولین هواپیمایی که در آسمان تلاویو به پرواز در میآید هواپیمای مقاومت است. امروز برای اولینبار نیروهای مقاومت میتوانند در پشت خطوط مقدم جبهه دشمن حضور بیابند و آنها را محاصره کنند و به شهرکهای آنها برسند و به عمق استراتژیک آنها دست یابند و تمام دبدبه و کبکبه آنها را در هم بریزند. ما امروز از کشورهای عربی و اسلامی انتظار نداریم علیه اسراییل وارد جنگ شوند، ما هیچ نیازی به ارتش و موشک و هیچ چیز دیگری از آنها نداریم. تمام چیزی که از آنها میخواهیم این است که علیه مقاومت توطئه سیاسی و نظامی نکنند. دوم این که امروز عزت امت اسلامی و عربی در گرو حمایت از مقاومت قهرمان و شجاع است که با امکانات بسیار کمی که در اختیار دارد، توانسته رژیم صهیونیستی را از پا در بیاورد.

* حمایت ملت و نظام جمهوری اسلامی ایران از مسئله فلسطین را چگونه ارزیابی میکنید؟

من در اینجا از رابطه جمهوری اسلامی ایران با "حماس" سخن نمیگویم بلکه از رابطه جمهوری اسلامی ایران با "فلسطین" سخن میگویم. جمهوری اسلامی ایران در طول سیوپنج سال و حتی قبل از تشکیل حماس، از فلسطین حمایت کرده و این حمایت مبتنی بر دو قاعده بوده است: قاعده اول عمل به تکلیفی است که عقیده و وجدان و ایمان برادران ما در ایران بر آنها واجب کرده است. هم مردم و هم رهبران ایران بر این باورند که ملت فلسطین ملتی مظلوم هستند و این حمایت از مبانی اساسی انقلاب اسلامی به شمار میرود و امام خمینی(ره) نیز بر همین باور بودند.

امام خمینی میتوانست پس از پیروزی انقلاب اسلامی با خود بگوید، اکنون که تمام جهان علیه ما هستند پس میتوانیم بستن سفارت اسراییل را یک سال به تأخیر بیندازیم و پس از یک سال سفارت اسراییل را میبندیم و با فلسطین رابطه برقرار میکنیم، اما ایشان اصرار داشت که از همان ابتدا این کار را انجام دهد و این کار ایشان هم بر اساس نفاق نبود بلکه حمایت از فلسطین را بهعنوان یکی از مبانی اصلی انقلاب اسلامی مطرح کردند. مسئله دیگر این است که امروز تمام ارکان ایران چه ملت ایران و چه احزاب و چه قومیتهای مختلف ایرانی، به امنیت ملی ایران اهتمام دارند از طرفی، امنیت ملی ایران فقط محدود به تهران و همچنین مرزهای جغرافیای جمهوری اسلامی ایران نیست. امروز ما میدانیم و نخبگان ایران و ملت قهرمان ایران به خوبی میدانند که این صهیونیستها بودند که دانشمندان هستهای ایران را ترور کردند. به عبارت دیگر اگر کسی در ایران بخواهد بگوید "ما میخواهیم در خانههای خود بمانیم، فلسطین چه ارتباطی به ما دارد؟ ما اولویتها و مشکلات دیگری داریم که ترجیح میدهیم به آنها بپردازیم و خداوند خودش به مردم فلسطین کمک میکند. ما با ظلمی که به فلسطین روا میشود مخالفیم، اما خداوند به شما کمک میکند و ما به اندازه کافی مشکلات داریم." ما خطاب به این عزیزان میگوییم، هرکس باید به اولویتهای داخلی و خارجی کشورش توجه کند و همانطور که گفتم امنیت ملی ایران به مرزهای ایران محدود نیست و از طرفی اسراییل نخواهد گذاشت هیچ کشور عربی و اسلامی در امنیت به سر ببرد. لذا به همه کشورهای عربی و اسلامی میگوییم که اگر نمیخواهید از فلسطین حمایت کنید حداقل از خودتان دفاع کنید. امروز امنیت ملی تمام کشورهای عربی و اسلامی از سوی این غده سرطانی تهدید میشود. من به آسیا و آفریقا مسافرت دارم و نشانههای نفود رژیم صهیونیستی را در تمام کشورهای عربی و اسلامی مشاهده کردهام چه در زمینه تکنولوژی چه در زمینه کشاورزی یا تجاری یا نفوذ در برخی شخصیتهای مهم کشورها. مسئله دیگر امری است که در سیاست امروز به آن جنگ نرم میگویند. این جنگ نرم که قدرتهای استکباری علیه جمهوری اسلامی از آن استفاده میکنند، دستهای رژیم صهیونیستی در آن کاملاً آشکار است. از اینرو هر کسی که امروز از اولویتهای داخلی خود سخن میگوید، خطاب به آنها میگوییم توجه داشته باشند که خطرهای امنیتی تمام کشورهای عربی و اسلامی را از سوی رژیم صهیونیستی تهدید میکند. این یک مسئله خیالی نیست و واقعیت این است که همه باید در برابر این غده سرطانی و این افعی از خود دفاع کنند. آیا این معقول است که ما فکر کنیم رژیم صهیونیستی به فکر تقویت حاکمیت و استقرار جمهوری اسلامی ایران باشد؟ رژیم صهیونیستی حتماً میخواهد ایران ضعیف باشد و این یک امر مسلم است و همه ملتهای عربی و اسلامی باید این را بدانند و در نتیجه درست است که شما عقیده دارید که باید در برابر ظالم به مظلوم کمک کنید، اما در عین حال از شما انتظار میرود که با حمایت از مقاومت و ملت غزه و فلسطین از خود نیز دفاع کنید.

* شما در مواضعتان به جریانهای تندرو در جهان اسلام اشاره کردید. ما از درگیریهای شما با طیفهای تندرو سلفی در فلسطین اطلاع داریم. همچنان که پیش از این نیز اعلام کرده بودید، حضور برخی جوانان فلسطینی در کنار معارضان نظام بشار اسد، حضور انفرادی است و جنبش حماس به صورت رسمی در این زمینه وارد نشده است. در مسئله عراق هم همینطور است و آقای اسامه حمدان نیز رسماً حمایت حماس از داعش را تکذیب کرد. اما چندی قبل یک خبرگزاری، در یک اقدام نابخردانه، تصویری از دو جوان فلسطینی را منتشر کرد که در کنار داعشیها در عراق کشته شدهاند و با پرچم داعش تشییع میشوند. این خبر موجی از شبهات را در ذهن ایرانیها ایجاد کرد. شما بهعنوان نماینده حماس در ایران، موضع حماس در قبال جریانات تکفیری در جهان اسلام را چگونه توصیف میکنید؟

ما در جنبش مقاومت اسلامی حماس به اسلام معتدل یا همان اسلام سیاسی معتقدیم. ما اسلام میانهرو را قبول داریم که بر پیامبرمان محمدمصطفی(ص) نازل شد.

همان اسلامی که پیامبر اکرم(ص) درباره آن فرمود: "انی بعثت لأتمم مکارمالأخلاق". ببینیم حکمت این حدیث پیامبر (ص) چیست؟ پیامبر هنگامی که میفرماید برای کامل کردن مکارم اخلاقی مبعوث شده به این معناست که ایشان وجود مکارم اخلاقی و اخلاق نیکو و فطرت سلیم در آن جامعه را نفی نمیکند و میفرماید که برای تکمیل آن مبعوث شده است.

دین اسلام معتدل همین است و از طرفی خواندهایم که پیامبر هرگاه میان دو کار مخیر میشدند، آسانترین آنها را برمیگزیدند و هرگاه بین چند کار مخیر میشدند، امر میانه را برمیگزیدند؛ پس پیامبر آسان میگرفتند و سختگیر، تندرو نبودند و این همان دینی است که ما در جنبش حماس به آن ایمان داریم و در جامعه خود نیز بر همین روش عمل میکنیم.

 

من به شما میگویم که افراط و تندروی یک مسئله وارداتی به جامعه فلسطین است. ما ملتی درسخوانده هستیم و نسبت تحصیلکردههای ما 95 درصد است که رتبه اول در جهان عرب را دارد. ملت ما ملتی بافرهنگ و آگاه است که مسافرت کرده و درس خوانده و با فرهنگ ملتهای دیگر آشنا شده است. تندروی و افراط از بیرون به جامعه ما نفوذ کرده و وارداتی است و ریشه در فرهنگ ما ندارد؛ اما کسانی که در مدارس با تفکر افراطی درس خواندهاند، نسبت آنها در ملت ما اندک است. البته آنها در جهان عرب و ملت فلسطین وجود دارند و من وجود آنها را انکار نمیکنم که برخی از آنها نیتی خالص دارند و هدف آنها التزام به نصوص است و برخی از آنها هم ساده و سطحینگر هستند و البته برخی از آنها هم آگاهانه و با برنامه چنین فکری دارند که این دسته بسیار کم هستند. شما به درگیری میان حماس و آنها اشاره کردید، البته باید بگویم که ما به دنبال کشتار آنها نیستیم، آنها فرزندان ما هستند، اما مشکل ما با آنها این است که ما نمیتوانیم با زبان آنها با آنها سخن بگوییم. آنها در سال 2010 آمدند و خلافت اسلامی را در مسجدی اعلام کردند. ما در آن زمان با قبایل و خانوادهها و پدران و عموها و اجداد این جوانان صحبت کردیم. جوانانی که خیلی جوانان خوبی بودند و ما آنها را دوست داریم، اما متأسفانه با روحیه افراطی که دارند، نمیتوانند به چیزی جز افراط و تکفیر دیگران فکر کنند و علت آنهم این است که دلیل محکمی برای متهم کردن طرف دیگر ندارند. ما با آنها صحبت کردیم و آنها خواستند با یکی از شخصیتهای حماس صحبت کنند که شخصیتی بزرگ اما جوان بود به نام جبریل الشمالی که فرمانده تیپ شمالی گردانهای عزالدین قسام و در جامعه فلسطین شخصیت محترمی بود. ایشان در حالی که دو دست خود را بالا گرفته بود و با خود پرچم سفید به نشانه گفتوگو به همراه داشت به طرف آنها رفت، اما قبل از اینکه به سالن گفتوگو برسد، او را شهید کردند و به این هم اکتفا نکردند و یکی از آنها کمربند انفجاری خود را در میان جمع برادران ما در اطراف مسجد منفجر کرد و ما هم مجبور شدیم با زبان خودشان با آنها صحبت کنیم؛ گرچه ما هنوز هم معتقدیم تعامل باید به روش گفتوگو باشد و در آن لحظه مجبور شدیم با آنها درگیر شویم. اما همانطور که گفتم، افراط و تندروی در جامعه فلسطین ریشهدار نیست. مسئله دیگر این است که ببینیم نسبت آنها در جمعیت مسلمانان چیست؟ جمعیت مسلمانان همانطور که میدانید یکمیلیارد و دویستوپنجاه میلیون نفر است. جمعیت اینها در مقابل جمعیت مسلمانان جهان چیزی نیست که قابل توجه باشد. این شما و ما هستیم که بیش از هشتاد یا نود درصد جمعیت جهان اسلام را تشکیل میدهیم. ما چه کاری برای تحقق وحدت و سربلندی اسلام و مبارزه با رژیم صهیونیستی انجام دادهایم؟! ما باید از توقف در بحران خارج شویم تا بتوانیم راه حل آن را تصور کنیم. ما باید ابتدا از این آب راکد و بدبو خارج شویم تا بتوانیم افکار تازهای برای حل بحران و تحقق وحدت ارائه کنیم.

* یک توطئه آمریکایی در سوریه رخ داد که هدف از آن، سرنگونی بشار اسد بهعنوان یکی از محورهای مقاومت و تأمین آسودگی برای رژیم صهیونیستی بود؛ توطئهای که در آن تمام رسانههای منطقهای و بینالمللی بسیج و تکفیریها از حداقل 80 کشور به سوریه آورده شدند و مورد حمایت مالی، تسلیحاتی و رسانهای قرار گرفتند. آیا شما وجود توطئه آمریکایی در سوریه را قبول دارید؟

اولاً من دوست ندارم در مسایل داخلی سوریه دخالت کنم و إنشاءالله مردم سوریه میتوانند مشکلات خود را حل کنند و إنشاءالله خداوند به آنها استقرار و امنیت عنایت کند و سوریه بار دیگر قدرتمند و امن و با ثبات باشد. حال فرض کنیم ما در تفسیر اتفاقات سوریه با هم اختلافاتی داشته باشیم و نیز فرض کنیم علاوه بر تفسیر این بحران، در راهحل آنهم با هم اختلاف داشته باشیم. من در اینباره به دو نکته اشاره میکنم: اول اینکه ما باید توجه داشته باشیم که بر سر مسئله فلسطین باهم اختلاف نداریم. حماس یک جنبش آزادسازی فلسطینی است و در نتیجه در امور داخلی کشورهای دیگر عربی و اسلامی دخالت نمیکند.

 چرا امروز فلسطین را وارد مسایل داخلی دیگران کنیم که مشکل اصلی جهان اسلام و امت اسلام نیست؟ دشمن اصلی امت اسلام رژیم صهیونیستی است و در نتیجه ما بهعنوان فلسطینی سعی میکنیم از تکرار اشتباهات برخی سران خود در گذشته فاصله بگیریم. مانند اشتباه یاسر عرفات هنگامی که در بحران میان عراق و کویت دخالت کرد و این دخالت بر مردم فلسطین و آینده آنها تأثیر گذاشت در حالی که در آن زمان ما در حماس موضع متفاوتی داشتیم. ما با اشغال کویت مخالف بودیم و با حضور نیروهای آمریکایی در منطقه هم مخالف بودیم؛ زیرا نمیتوانیم با دخالت بیگانگان در هیچ کشوری موافقت کنیم. ما همین موضع را درباره سوریه هم داریم، به اینکه با حل سوری سوری موافقیم و با دخالت نظامی خارجی در سوریه مخالف هستیم.  با وجود این، امروز از ما انتظار دارند در بحران سوریه موضع واضحتری اتخاذ کنیم تا به هر نحوی ما را هم وارد بحران سوریه کنند. ما و جمهوری اسلامی ایران بر سر مسئله فلسطین توافق داریم و هیچ نیازی نیست که فلسطین را وارد بحرانهای خارجی و غیر فلسطینی کنید. مسئله دیگر این است که ما و جمهوری اسلامی ایران دوست نیستیم بلکه شریک هستیم و من این را همیشه تکرار میکنم. مقتضای امر این است که به همدیگر تهمت نزنیم و نگوییم که تو خائن و فریبکار هستی و من را در میدان تنها گذاشتی. چرا این حرفها را در رسانه و اینطرف و آنطرف مطرح میکنیم؟

ما در بحران سوریه از سوی رسانهها و نخبگان مظلوم واقع شدیم در حالی که تعامل منصفانه و عادلانهای با این بحران داشتیم، تعاملی که مبتنی بر عدم دخالت در امور داخلی کشورهای دیگر عرب و مسلمان بود. من از شما میخواهم هر شبهه و شایعهای که درباره حماس میشنوید، پیش از آنکه آنرا منتشر کنید از دفتر حماس تحقیق کنید و اگر هم فکر میکنید دفتر حماس به نفع خودش سخن میگوید، به شما آدرس میدهیم که در جهان عرب درباره موضع ما تحقیق کنید. ما فرشته نیستیم و ممکن است مانند هر کس دیگری اشتباه کنیم، اما با صداقت تمام به شما میگویم که ما بر این باوریم بزرگترین خطر برای جهان اسلام و فلسطین، رژیم صهیونیستی است و هدف از این شایعات و اتهامات چیزی نیست مگر ایجاد تفرقه و دو دستگی میان شیعه و سنی و میان ایران و جهان عرب. من امروز از شما بهعنوان علما و طلاب میخواهم درباره هر خبری که میشنوید تحقیق کنید. شما عالم و طلبه هستید و روش علمی برای تحقیق دارید و نباید هر خبری را از رسانهها باور کنید، باید از منابع درست تحقیق کنید. شما نباید فلسطین را وارد بحرانهای داخلی و دستهبندیهای سیاسی کنید. فلسطین بزرگتر از اینهاست. البته ممکن است ما موضعی داشته باشیم که مورد پسند شما نباشد و اعتراضی نسبت به آن داشته باشید.

* دو شیطنت رسانهای در خصوص فلسطین به چشم میخورد؛ از طرفی برخی رسانهها اعلام میکنند که هدف ایران از حمایت مردم فلسطین، دغدغههای مذهبی و یا تأمین منافع خودش است که رویکرد جمهوری اسلامی ایران کاملاً این موضوع را نفی میکند و شما هم پیشتر اینرا توضیح دادید.

دومین شیطنت رسانهای این است که برخی رسانهها به اشتباه اعلام میکنند که بسیاری از فلسطینیها ناصبی هستند، در حالی نشانههای فراوانی در حال و گذشته فلسطین و فلسطینیان وجود دارد که آنها محب اهلبیت (ع) هستند. در اینباره میخواستم برای مخاطبین توضیح دهید که اساساً محبت اهلبیت (ع) نزد فلسطینیها چگونه است و چه نشانهها و نمادهایی در این زمینه وجود دارد؟

من تعدادی فایل ویدیویی برای شما تهیه کردهام که إنشاءالله به شما تقدیم میکنم که درباره مراقد اهلبیت در غزه و محبت ما نسبت به اهلبیت(ع) است. شایعه ناصبی بودن برای فلسطینیان یک فتنه است و زمان انتشار این شایعه نیز همین را نشان میدهد که یک فتنه است.

ما اهلبیت(ع) را دوست داریم و پیروزیهای خود را مدیون امام علی و امام حسن و امام حسین(ع) هستیم و فرزندان خود را به نامهای آنها نامگذاری میکنیم. در جنگ اخیر بود که مدرسه ابوذر غفاری و خانههای جنوب مسجد علیبن ابیطالب بمباران شد.

مرقد هاشم نیز در غزه است که در آن نماز اقامه میشود. البته من نمیخواهم در اینجا به سخنان شهید مطهری و مقام معظم رهبری در رد این شایعات اشاره کنم که خود شما میتوانید مراجعه کنید.

اما شایعاتی در این زمینه وجود دارد که بیاساس است و واقعیت ندارد و برای اثبات فتنه بودن این شایعات همین بس که در این زمان منتشر میشود.

 اخیراً جوانی16 ساله به نام "محمدحسین ابوخضیر" توسط شهرکنشینان صهیونیست سوزانده شد، چگونه میتوان گفت که پدر این شخص دشمن اهلبیت(ع) بوده و بعد نام فرزند خود را "محمدحسین" گذاشته است؟! این خیلی بد است که امروز مجاهدان فلسطینی با رژیم صهیونیستی در جنگ باشند و جان خود را در کف دست گرفته و از امت اسلام دفاع کنند و آنگاه ما شبههافکنی کنیم.

 اینها مردم ما را اذیت میکند. ما شهید میدهیم و نامهای حسین و علی و ابوعلی و ابوحسن داریم و بعد متهم به ناصبی بودن میشویم؟! این برای ما قابل قبول نیست.

* شنیده شده که امام شافعی هم متولد غزه است.

بله محل تولد ایشان غزه است و شعر مشهوری در محبت اهلبیت(ع) دارد که میگوید: "إن کان رفضاً حب آلمحمد فلیشهد الثقلان أنی رافضی"؛ اگر محبت آل پیامبر (ص)، نشانه رفض باشد، تمام جن و إنس شهادت بدهند که من، رافضی هستم.

گفتوگو: حسن صدرایی عارف

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۳/۰۵/۲۰
سید محمد علوی زاده

نواصب

ناصبی

فلسطین

حماس

نظرات (۱)

حماس بارها نشان داد که شریک خوب و درستکاری برای ایران و حتی مدافعی واقعی برای مردم فلسطین نیست. ریا از گفتارش می بارد، به محض ورود به مساله سوریه و عملکرد حماس از موضوع فرار می کند. 
متاسفانه این سوال از ایشان پرسیده نشد که آیا بین فلسطین و اسرائیل یکی حق و دیگری باطل است؟ اگر بله و اسرائیل باطل است چگونه شما برای سوریه یکی را حق و دیگری را باطل نمی دانید اما فورا تمام تشکیلات را از سوریه خارج می کنید و رابطه خود را قطع و با ایران به حداقل می رسانید و به مرکز دشمنی با سوریه دست دوستی می دهید ولی وقتی می بینید سودی نبردید دوباره به سمت ایران می اید.
مثالی داریم که می گوید رفیق دزد و شریک قافله

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی